اورواچ، بازی تیمی بسیار محبوبی که در طی دو سال گذشته موفقیت های خیره کننده‌ای داشته است، برای همه دوستداران بازی‌های رایانه‌ای شناخته شده است. با اینکه شهرت بازی به خاطر ماهیت رقابتی و تیمی، و همچنین حضور پررنگ آن در صحنه رقابت های eSports می‌باشد. همانند سایر بازی‌های بلیزارد، تاریخچه‌ی اورواچ نیز دارای داستانی بسیار غنی و جذاب است. از آنجا که در خود بازی حالت Campaign و داستانی وجود ندارد (به جز ایونت‌های سالانه‌ی Archives)، بلیزارد برای بیان این تاریخچه، از محتواهای متفاوتی همچون انیمیشن‌های کوتاه، کمیک‌ها، توییت‌ها و کنفرانس‌های خبری استفاده می‌کند.
ما با گرداوری منابع مختلفی که به بیان این تاریخچه پرداخته‌اند، داستان کامل اورواچ را فراهم کرده تا در طی چندین نوشته، آن را در اختیار علاقه‌مندان به این بازی و دنیای جذاب آن قرار دهیم.

جهان اورواچ

جهانی که اتفاقات اورواچ در آن حادث می‌شود، در آینده‌ای نزدیک رخ می‌دهد که بشر در دوران طلایی پیشرفت تکنولوژی، صلح و کاوشگری قرار دارد.
ایستگاه Horizon Lunar Colony، با تمرکز بر کاوش فضا و همچنین به عنوان یک مرکز تحقیقاتی، در کره ماه ساخته شد. ساکنین این ایستگاه تیمی از دانشمندان و گروهی از گوریل‌های مهندسی ژنتیکی شده بودند که با هدف بررسی اثرات اقامت طولانی مدت در فضا، به کره ماه فرستاده شده بودند.

یکی از بزرگترین دستاوردهای جهان، ساخت آمنیک ها (Omnics) بود. ربات‌هایی با هوش مصنوعی بسیار پیشرفته. آمنیک‌ها از عوامل اصلی رشد صنعت و تولید و عنصر کلیدی در دستیابی به برابری اقتصادی در سراسر جهان بودند.

این رباتها در سرتاسر جهان رایج شدند و کارخانه‌های متعددی برای تولید انبوه امنیک‌ها در نقاط مهم جهان احداث شدند که امنیوم (Omnium) نامیده می‌شدند.
فاجعه از Horizon Lunar Colony و شورش گوریل‌های هوشمند آن شروع شد. آن‌ها تمام دانشمندان این ایستگاه فضایی را به قتل رسانده و کنترل آن را به دست گرفتند. تنها یکی از گوریل‌ها در این شورش و براندازی شرکت نکرده بود. در همین حین، حوادثی در امنیوم‌ها، دنیا را وارد بحران کرد.

بحران امنیک‌ها و تشکیل اورواچ

بحران امنیک‌ها، اتفاقی بود که آرامش تمام جهان را تهدید کرد. به دلیلی ناشناخته، امنیوم‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها شروع به تولید انبوه ربات‌های جنگی، به خصوص واحدهای بسشن (Bastion) کردند. بسشن‌ها واحدهای ویژه‌ای برای مبارزه بودند و نیروی اصلی در بحران امنیک‌ها بودند.

در سراسر دنیا، امنیک‌ها که به پایداری و پیشرفت جوامع کمک کرده بودند، با حمله به انسان‌ها، جنگ بزرگی را پدید آوردند. در پاسخ به این تهدید، سازمان ملل متحد یگان ویژه‌ای از سربازها و دانشمندان به نام اورواچ شکل داد. در روزهای اولیه‌ی پیدایش اورواچ، رهبری این تیم بر عهده‌ی Gabriel Reyes (که بعدها با لقب Reaper شناخته می‌شد.) و Jack Morrison (که در برنامه‌ی پرورش ابر سربازها با کد Soldier 76 آموزش دیده بود) قرار گرفت و Reyes به عنوان فرمانده‌ی اصلی تیم شناخته می‌‌شد. اما مهارت Morrison در میدان جنگ باعث شد در مدت کوتاهی سکان فرماندهی را از Reyes بگیرد. Reyes که دیگر در مقام فرماندهی تیم اصلی اورواچ نبود، رهبری بلک‌واچ، گروه مخصوص عملیات‌های سری اورواچ را بر عهده گرفت.

فرمانده دوم اورواچ در این زمان Ana Amari، یکی از موسسان اصلی گروه بود. او که به عنوان یکی از ماهرترین تک تیر اندازهای دنیا مشهور بود، به همراه Morrison و سایر اعضای تیم، در صدد مقابله با بحران امنیک‌ها برآمدند.

در طی مقابله با این بحران، دنیا با مهارت‌های شگفت انگیز افراد دیگری آشنا شد. از جمله دانشمند چینی Mei-Ling Zhou، تیرانداز خبره Jesse McCree و قهرمان آلمانی Reinhardt Wilhelm.

سه تن از سرشناس‌ترین اعضای تیم اورواچ، از اروپا به این گروه ملحق شده بودند. Torbjörn Lindholm سوئدی، استاد زره‌سازی و مهندس ارشد اورواچ بود. او همچنین سازنده‌ی زره افسانه‌ای Reinhardt، شوالیه غول پیکر و قدرتمند آلمانی بود. و همچنین Angela Ziegler، مشهور به Mercy، که سرپرست تیم پزشکی اورواچ بود.

پس از متحد شدن ملت‌ها در برابر بحران امنیک‌ها (به جز روسیه که خود به تنهایی از پس بحران در خاک خودش برآمد)، و با کمک تیم اورواچ، جهان موفق به شکست ارتش امنیک‌ها و نابود کردن تمام واحدهای بسشن شد… به جز یکی از آنها.

 

در بخش‌های بعدی، به نقل ادامه‌ی داستان و تاریخچه‌ی بازی خواهیم پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید